.: سفر :.



تو نرو سفر عزیزم
گل من غریبی سخته
نرو از باغچه ی خونه
رفتنت برام شکسته

تا بخوای ریشه بزاری
توی بیشه زار غربت
می بینی قصه تموم شد
توی دوری - توی حسرت

توی باغ بی محبت
کم میشه مهر و وفاتم
توی لالایی غربت
خواب میره خاطرهاتم

من که چشم برات می مونم
پیش گلدونای خونه
با غم نبودن تو
با یه شبنم روی گونه

امیدم اینه که روزی
بشکنه بغض صبوریت
دل بدی به جاده ها ّّ
گم بشه حسرت دوریت



Daryoush Farkhakfar