" غریبه "



می دونم تو قصتون زیادی ام
تو دیگه بی کسیمو به روم نیار
نشکن این غرور باقی موندرو
رو دلم بر چسب غربتی نزار


می دونم تو چشماتون بی ارزشم
واستون فرقی نداره بودنم
می کنم می رم یه روزی بی خبر
وقتی که لطفی نداره موندنم


ردپاهای غریب حرفاتون
یادگار روزگار با شما
دلمو صد بار شکستین بی صدا
حتی فرصت ندادین بگم چرا ؟


آخرش تنها می رم از این دیار
دل می دم به کوچه ای که غربته
می دونم سخته ولی چاره چیه ؟
شکر دوری این یکی بی منته


و به یاد خونمون که از همه
و به حرم عشقمون که مبهمه
با دعای خیر شمارو می سپارم
به خدایی که همیشه با منه




Daryoush Farkhakfar
24 Jan
Virginia USA