غریب آشنا
1388/02/30 12:26 ق.ظ


غریب آشنا
نه حس بارون و نه عشق
تگرگ و رگبار و خزون
زمین نداره جاذبه
کوتاهه سقف آسمون
نمونده ردپایی از
خورشید و مهتاب و چشات
از گلای یاس تو باغ
غربت دلتنگی میاد
می بینی حال و روزم و
بعد سفر کردن تو
اما فدای خنده هات
راهی که می خواستی برو
تو اول طلوعی و
من انتهای این غروب
سزای پاکیه نگام
ترک چشای من نبود
گذشته آب از سر من
خالیم از خود خودم
آخ که غریب آشنا
چرا اسیر تو شدم ...
Daryoush Farkhakfar
May 09
Virginia USA
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: 1388/02/30 12:59 ق.ظ
حقیقت سبز
1388/01/16 05:26 ق.ظ
ارسال شده در: ترانه ،
" حقیقت سبز "
به حرمت بارون تو رو
نقش می زنم به آینه
وضو می گیرم از چشات
که صادقانه مبهمه !
می دم تبسم تورو
به لحظه های چش به راه
طلوع و هدیه می کنم
به خواب تلخ بی پناه
لبا لب از عطر تنت
مست تو میشه قصمون
پر میشه از ستاره ها
برکه ی صاف آسمون
دعا به پاکیه لبات
خدا رو دعوت می کنه
و سبز رویای تورو
با فردا قسمت می کنه !
قطره به فطره آینه
آب میشه از حقیقتت
جاری میشه تو لحظه ها
نسیم پاک رحمتت ...
Daryoush Farkhakfar
April 09
Virginia USA
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: 1388/02/10 04:27 ق.ظ
تپش
1387/12/19 03:53 ق.ظ
ارسال شده در: ترانه ،

" تپش "
برای خواب بارونییه چشمام
که خونین غم دوریت و داره
برای قلب دلتنگم که بی تو
نگاه داغ عشق و کم میاره
به یاد روزگاری که شکفتش
گل احساس باغ زندگیمون
به هرم لحظه های بودن تو
به رنگ آسمون عاشقیمون
ندادم خاطراتت را به پاییز
گلم - رویا هنوزم سبز از تو
هنوزم میشه آغاز و صدا کرد
هنوزم میشه پر زد از خود تو
بخون شعر بهار پر تپش رو
که اینجا غربت غم خونه کرده
نگاهی از سر هرمت به ما کن
که قلب عاشقم تاریک و سرده
بذار لبهاتو رو لبهای خشکم
که بارونو هنوزم میشه بوسید
اگه حتی یه روزی یاد چشمات
تو دلتنگیه ذهن آینه پوسید ...
Daryoush Farkhakfar
March 09
Virginia USA
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: 1387/12/24 06:28 ق.ظ
غریبه
1387/11/8 11:33 ب.ظ
ارسال شده در: ترانه ،

" غریبه "
می دونم تو قصتون زیادی ام
تو دیگه بی کسیمو به روم نیار
نشکن این غرور باقی موندرو
رو دلم بر چسب غربتی نزار
می دونم تو چشماتون بی ارزشم
واستون فرقی نداره بودنم
می کنم می رم یه روزی بی خبر
وقتی که لطفی نداره موندنم
ردپاهای غریب حرفاتون
یادگار روزگار با شما
دلمو صد بار شکستین بی صدا
حتی فرصت ندادین بگم چرا ؟
آخرش تنها می رم از این دیار
دل می دم به کوچه ای که غربته
می دونم سخته ولی چاره چیه ؟
شکر دوری این یکی بی منته
و به یاد خونمون که از همه
و به حرم عشقمون که مبهمه
با دعای خیر شمارو می سپارم
به خدایی که همیشه با منه
Daryoush Farkhakfar
24 Jan
Virginia USA
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: 1387/11/9 03:16 ق.ظ
از نا کجا آباد تا یغما آباد
1387/10/18 05:20 ق.ظ
سلامی به لطافت باران به شما همراهان
در پست قبلی تا جایی که خوندید , ما مدال افتخاری رو به آقای گلرویی اهدا کردیم . اما امروز اومدم یه چند تا نشان افتخار به ایشون بدم که لپ هاشون از شرم سرخ بشه ! اینجور که ما داریم با آقای گلرویی پیش می ریم ایشون نشان نابغه ی قلم بازی کن رو هم خواهند گرفت به لطف برادران بسیجیشون ! ( چشمش نزنیم حالا مصدوم بشه ! اوه یادم رفت که بگم مصدومم شده ! مگه نمی دونین به خاطر این ترجمه های استادانش مجوزش رو هم گرفتند ! ) خلاصه داستان ما سر دراز دارد ! البته شما می تونید آغاز این داستان رو از این سایت بخونید ! بلی نامه های متوالی آقای گلرویی ( نامه که نیستن ماشالا طومارا" ) که کنایه ها و داستان های ضد و نقیضی رو در مورد ترانه سرای عزیز آقای احسان یاورانی در برداشت مارو بر این داشت که در این آب گلالود که آقای گلرویی دارن ازش ماهی می گیرن کمی شفاف سازی کنیم . نابغه جان , ای استاد , ای یغما, ای که هنوز وزن رو نمی تونی در دست نوشته هات تنظیم کنی ( اوه , آری , شما راست می گی یغما جان اینها شعر نیستن , دست نوشته ان و دست نوشته هم که نیازی به وزن نداره ) شما نمی دونم با چه دانشی از ترانه سرایی چون آقای یاورانی اشکال می گیرد ( اوه یادم نبود شما نابغه ای و استاد شرمنده ) اون هم چه؟ از قافیه !!! آری خوب می دانم که از شعر تنها قافیه را تا کمی فهمیده ای , اما در حد اول دبیرستان فهمیده ای نه در حدی که بخوای قوانین جدید قافیه از خودت در بیاوری ( اوه بازم یادم رفت که نابغه ای و هر کاری می توانی بکنی ) دکتر جان شما که یک کیلو ریش و پشم آویزونته چرا پات رو از یغما آباد بیرون میذاری? ( میدونم تو یغما آباد قافیه , وزن و ادبیات کلا" متفاوته ) چرا عزیز دل برادر ؟ چون علاقه ی بیش از حد شمارو در ترانه نویسی و شعر می بینم , خواستم کمکی کرده باشم و در زیر این مطلب , چند لینک قرار دهم تا کمی شعر ناب ( البته اینا با ادبیات یغما آباد نوشته نشدن نابغه جان ) بخوانی و معلومات خود رو بالا ببری . یه لینک هم گذاشتم که اتفاقا" اسم اقای احسان یاورانی( همونی که هنوزم که هنوزه نمیشناسیش رو می گم , انشالا که با این لینک یه شناختی پیدا کنی البته نابغه ای که شما هستی ... ) هم در اون قید شده ! اتفاقا" اسمش و شعرش کنار شاعران عزیز و بزرگوار احمد شاملو , فریدون گیلانی, سیمین بهبهانی و دیگر بزرگان قرار دارد ( اومیدوارم که این بزرگان رو بشناسی ) در پایان برات آرزوی موفقیت می کنم و هم اینکه اصلا" نگران نباش با این پاچه خواری هایی که شما می کنی انشالا" دوباره به آغوش برادران بسیجی بر میگردی .
شعر احسان یاورانی( همون شعرهایی که باید بخونی ! تمرین کن شاید یه چیزی یاد بگیری )
شعر احسان یاورانی
احسان یاورانی ( عینک آفتابیت رو بردار و چشات رو خوب باز کن و هواست رو از دختر ها بکن و بده اینجا تا شاید نام ترانه سرای عزیز آقای یاورانی رو در کنار بزرگان دیگه ببینی که دیگه انشالا پات رو از یغما آباد بیرون نذاری )
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: 1387/10/18 11:29 ب.ظ
تعداد کل صفحات : 5 1 2 3 4 5
تبلیغات 

