بزن باران ...
1388/12/25 06:02 ق.ظ
ارسال شده در: ترانه ، دل نوشته ،
"بزن باران , به نام هرچه خوبیست" حبیب
وای ! خدا ... عجب هوایی ... می خوام این هوارو ... ولی متاسفانه به دلیل آدم نبودن هوا نمی شه! حالا مهم نیست ... همین که خوشگله عشق است! عطر بارونم که میزنه ... وای وای ... نمی دونم چند نفر به دلیل خوب بودن هوا دیوونه شدن ولی من , آدم نمی شم ... آخ ... عطر کوچه های بارون زده ی ایران میاد ... عطر گلای رز که تو حیاط خونمون بود ... عطر آشنایی میده غربت این روزا ...
عید داره میاد ... خواننده های لس آنجلسی که میگن " شادی رو به خونمون میاره" , ولی شاعرامون می نویسند " عید میاد اما چه فایده , هوای بهار نداره" /احسان یاورانی... البته این روزها شادی و خونه و ... بیشتر می چسبه ! آقا بهاره ... برقص برادر من ... نه آقا جان , شما نه ! منظورم دخترست ! من "اقا" تکه کلاممه , شما جدی نگیر !
درس ... دانشگاه ... کار ... این ها هم حاشیه هستند این روزها ... چرا ؟ چون دلم می خواد! ( البته من غلط می کنم کمتر از +A بگیرم!)
"بخند به روی دنیا دنیا به روت می خنده" معین
یه ترانه هم برای کتاب چشمهای تو نوشتا ام که در زیر این مطلب ثبت می کنم.
داریوش فرخاک فر
15 مارچ 2010
ویرجینیا , امریکا
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
اوه اوه اوه !
1388/10/7 07:22 ق.ظ
ارسال شده در: ترانه ، دل نوشته ،
درود
اوه ه ه ه ... یه سال شدا ! خیلی وقته که وب رو آپدیت نکردم ... آقا هر بار میام یه چیزی می نویسم ولی پستش نمی کنم ! به جاش سیو می کنم برا روزهای ... خدا می دونه ! دیگه آقا همه چی خوب هسته ؟ خانواده همه خوب هسته ؟ هو ؟ آره آره آقا زندگی زیباست ! باشه خانوم زندگی زیباست ! آره دیگه همینا ! چی ؟ نه عزیزم خبری نیست ! حوصله ی غروب , طلوع و از اینجور حرفای شاعرانه رو ندارم ! چقد حرف عاشقانه آخه ! مگه قلب آدم چقد ظرفیت داره !!! خوب ولی یه ترانه میزارم که خیلی وقت پیشا نوشتمش ... آره دیگه همین ! با اجازه ... خدا حافظ همین حالا ...
این بخش " گزارش" بنا به دل مشقولی های اینجانب نوشته شده و اصلا" توصیه ای یه خواندنش نمی شود! ( روش گزارش بر گرفته از سریال "مسافران" است. )
گزارش 27 دسامبر 2009
سلام و درود خدمت فرمانده کل کهکشان ها ! گزارش ماموریات در زمین را برایتان می نویسیم. هفته ی پیش بر روی سایتی به نام فیس ... رفته بودیم ! خوبه شما هم برین ثیت نام کنید ! در تحقیاقت خود روی گونه ای زمینی به نتایجات جالبی دست یافتم ~ "باید شکارچی بود" ~ دیر بجنبی کسی دیگه شکار می کنه ! و اونوقته که ... مثلا" همین هارد درایو ... ما خیلی به شوخی و خیلی به جدی گرفتیم , همین شد که هارد درایو سوخت ! ماریه هردج ! خلاصه تجربه ی خوبی بود ! ... خیلی بی شعورند ! بی سوادی درد بزرگیست ! و افراد بی سواد و کم فهم زیادند و روی اعصاب ما مار و پله بازی می کنند ! خودت به حصابشان برس ! این ها آدم نمی شوند ! می زنن چهار نفر دیگرم خراب می کنند ! والا ! نظرم این است که تبخیرشان کنید خوب است ! راستی امروز یه موجود بی شعوری به ما گیر داده بود ! این موجود عجیب یک ... بود و من هم پوزش را زدم به قول اساتید ادب ! والا ! آها راستی متوجه شدم که این انسانها خیلی زود قضاوت می کنند! مثلا" همین پاکت نامه و زنجیر و ک ... خوب که این هم از همون شعور و فهم است ... ! فعلا" ارضی ندارم ! خاک پای فرمانده ی کل کهکشان ها. آی جیگیلی جیگیلی جیگیلی اخماتو واکن!/ داریوش
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: 1388/10/10 06:19 ق.ظ
حقیقت سبز
1388/01/16 05:26 ق.ظ
ارسال شده در: ترانه ،
" حقیقت سبز "
به حرمت بارون تو رو
نقش می زنم به آینه
وضو می گیرم از چشات
که صادقانه مبهمه !
می دم تبسم تورو
به لحظه های چش به راه
طلوع و هدیه می کنم
به خواب تلخ بی پناه
لبا لب از عطر تنت
مست تو میشه قصمون
پر میشه از ستاره ها
برکه ی صاف آسمون
دعا به پاکیه لبات
خدا رو دعوت می کنه
و سبز رویای تورو
با فردا قسمت می کنه !
قطره به فطره آینه
آب میشه از حقیقتت
جاری میشه تو لحظه ها
نسیم پاک رحمتت ...
Daryoush Farkhakfar
April 09
Virginia USA
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: 1388/02/10 04:27 ق.ظ
تپش
1387/12/19 03:53 ق.ظ
ارسال شده در: ترانه ،

" تپش "
برای خواب بارونییه چشمام
که خونین غم دوریت و داره
برای قلب دلتنگم که بی تو
نگاه داغ عشق و کم میاره
به یاد روزگاری که شکفتش
گل احساس باغ زندگیمون
به هرم لحظه های بودن تو
به رنگ آسمون عاشقیمون
ندادم خاطراتت را به پاییز
گلم - رویا هنوزم سبز از تو
هنوزم میشه آغاز و صدا کرد
هنوزم میشه پر زد از خود تو
بخون شعر بهار پر تپش رو
که اینجا غربت غم خونه کرده
نگاهی از سر هرمت به ما کن
که قلب عاشقم تاریک و سرده
بذار لبهاتو رو لبهای خشکم
که بارونو هنوزم میشه بوسید
اگه حتی یه روزی یاد چشمات
تو دلتنگیه ذهن آینه پوسید ...
Daryoush Farkhakfar
March 09
Virginia USA
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: 1387/12/24 06:28 ق.ظ
غریبه
1387/11/8 11:33 ب.ظ
ارسال شده در: ترانه ،

" غریبه "
می دونم تو قصتون زیادی ام
تو دیگه بی کسیمو به روم نیار
نشکن این غرور باقی موندرو
رو دلم بر چسب غربتی نزار
می دونم تو چشماتون بی ارزشم
واستون فرقی نداره بودنم
می کنم می رم یه روزی بی خبر
وقتی که لطفی نداره موندنم
ردپاهای غریب حرفاتون
یادگار روزگار با شما
دلمو صد بار شکستین بی صدا
حتی فرصت ندادین بگم چرا ؟
آخرش تنها می رم از این دیار
دل می دم به کوچه ای که غربته
می دونم سخته ولی چاره چیه ؟
شکر دوری این یکی بی منته
و به یاد خونمون که از همه
و به حرم عشقمون که مبهمه
با دعای خیر شمارو می سپارم
به خدایی که همیشه با منه
Daryoush Farkhakfar
24 Jan
Virginia USA
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: 1387/11/9 03:16 ق.ظ
تعداد کل صفحات : 2 1 2
تبلیغات 

